منډيګک
افغان تاريخ

“فرزند استقلال”و استاد “هفت قلم”

خلیل الله معروفی

0 54

صفحۀ 1090 جلد سوم “دانشنامۀ ادب فارسی” در مورد احوال و آثار استاد عزیزالدین وکیلی فوفلزائی چنین آرد:

« فرزند حاج نظام الدین وکیلی، کابل 1297 هـ ش (تاریخ تولد ــ شرح از من است)، خوشنویس، شاعر و تاریخ نگار افغانستانی*. وی از قبیلۀ ایوب زایی قوم پوپلزائی است. ولی محمد خان پوپلزائی، از مردان قدرتمند دورۀ پادشاهی احمد شاه ، نیای او بود. پدرانش از سه نسل پیش از او وکیل بودند و او تخلصش را به همین سبب وکیلی برگزید. وکیلی از حمل / فروردین 1317 کار در مطبوعات افغانستان را آغاز کرد و با وجود آن که در سنبلۀ / شهریور 1352 باز نشسته (متقاعد ــ شرح از من است ) شد، هجده سال دیگر هم در امور مطبوعاتی فعالیت کرد. مجله های آریانا، هنر ، عرفان، کابل، ژوندون، سالنامۀ کابل، و روزنامه های انیس، اصلاح، هیواد و طلوع افغان از نشریه هایی بودند که وکیلی با آنها همکاری داشت. وی در سال 1342ش از سوی دولت افغانستان لقب هفت قلمی یافت. عضو در مجلس مشورتی علمی وزارت اطلاعات و کلتور و نیز شورای عالی آرشیف ملی بود…

شماری از آثار آمادۀ چاپ وی ازینقرارند :

استاد هفت قلم مرحوم عزیزالدین وکیلی پوپلزائی

تاریخ دورۀ امانیه؛ تقویم و تاریخ که خلاصۀ چهارده سده است؛ تاریخ مطابع و جرائد افغانستان؛ تاریخ ابدالیان قبل از زمان اعلیحضرت احمد شاه غازی؛ نگاهی به تاریخ طالبان علوم در دو قرن اخیر، که در آن به نظم و نثر، از شخصیت هایی که در راه صلح، امنیت، استقلال و تمدن اسلامی افغانستان خدمت کرده اند؛ یاد کرده است؛ سیاحتنامۀ دهلی که نگارش آن را در سال 1373ش در دهلی نو آغاز کرد؛ حشمت التواریخ که نگارش آن را در جدی 1374 ش آغاز کرد. جز اینها شماری از آثار وی به چاپ رسیده اند. از جملۀ آثارش : احمد شاه وارث و مُجَّدِ د (به تشدید و فتح جیم و کسر دال اول اسم فاعل از باب “تجدید” و در معنای “تجدید کننده” ــ شرح از من است) امپراتوری افغانستان در دو جلد(کابل 1359ش)؛ تیمور شاه درانی (کابل 1333ش)؛ تذکار دیوان همایون اعلی یا وزارت مالیه(کابل 1334 ش)؛ درة الزمان فی تاریخ شاه زمان(کابل 1337 ش)؛ هنر خط در افغانستان در دو قرن اخیر که نمونه هایی از استادان گذشته و همروزگار مؤلف و صد وهشتاد و هشت نمونۀ گوناگون خط وی را در بر دارد(کابل 1342ش)؛ تاریخ خرقۀ شریفۀ قندهار(کابل 1346ش)؛ منظومۀ بزرگداشت سید جمال الدین افغانی که به مناسبت بزرگداشت هشتادمین سالگرد مرگ وی منتشر شد(کابل 1355ش)؛ خزینةالاشراف (1355ش)؛ تحفة المولود (1367ش)؛ چاپ دیوان رحمان بابا؛ فرهنگ کابل باستان؛ غزنه در دو قرن اخیر؛ رسالۀ دیوان اعلی در تاریخ ادارات افغانستان؛ دارالقضاء در افغانستان(کابل 1369ش) ؛ رسالۀ برگهای خزانی، چاپ دیوان اشعار تیمورشاه درانی(کابل1356ش).

استاد وکیلی عمری بس دراز کرد، نود (90) سال بزیست و این حیات شریفِ طولانی را وقف ادب و هنر و تاریخ وطن نموده از خود خیر ِ مُدام و فیض ِ جاری به ارمغان گذاشت. از فهرست آثار استاد فوفلزائی به صراحت دیده میشود که وی یک فرزند پرتلاش، پویا و فوق العاده پربار این آب و خاک بود. تدوین ، تألیف و خلق این همه آثار ماندگار هنری و کتب بزرگوار علمی با این تعدد، کار هر دانشمند نیست. وی یک عمر عرق ریخت، دود چراغ خورد، خوابِ راحت را برخود حرام گردانید، تا این همه آثار بدیع و جلیل را به مادر وطن و فرزندان وطن تقدیم کرد. علاوه بر آن، این همه کارهای سترگ بدون عشق ِ دلدوز و جگرسوز به وطن و بدون دلسوزی خاص بدین خاک و احیای مجد و افتخارات تاریخی آن، ممکن نمیگردید. استاد وکیلی پوپلزائی که به قوم پشتون بود، نود درصد آثار خود را بزبان ارجمند دری آفرید و گنجینۀ تاریخ و فرهنگ و ادب این زبان را غناء بخشید؛ درست به مانند اکثریت مطلق دانشمندان ِ دلسوز و فراخنظر پشتوزبان که عمر خود را در پای ِ”زبان دری” بسر رسانیدند و این زبان ملی و بس گرامی ما را غنی تر گردانیدند.

وقتی این سطور را مینویسم، حیفم می آید و دریغها همیخورم که چرا بعض وطنداران “ناسپاس” و “عاقت نیندیش”، خصوصاً افغانانی که خود را “افغانستانی”می نامند، پیوسته با زبان ارجمند “پشتو” عناد می ورزند و غرض ورزی های خصمانه و غیر قابل باور و ضدیت علنی خود را در هر مقاله و هر جریده و هر وبسایت خویش و در هر گفتار و سیمینار و هر سر بازار ابلاغ همی کنند. این همه ناسپاسی را در حق پشتونان و زبان ارجمند ایشان، در حالی روا میدارند که خود به چشم سر می بینند، که پشتونان دانشور وطن “زبان دری” را زبان خود دانسته و این همه خدمات ارزنده و کم مانند را تقدیم ادب دری و “زبان مادری” دری زبانان همی کنند.

پوهاند علامه مرحوم عبد الحی حبیبی که نیز پشتون بود و در عصر ما چون او دانشمندی نه در افغانستان و نه در منطقه بزاد و جمعاً 132 اثر ذیقیمت خرد و بزرگ نوشت، هشتاد درصد آثار خود را در زبان گرامی دری تقدیم کرد. وی در وصف استاد وکیلی فوفلزائی چنین نویسد:

« اکنون که داستان آفرینش خط را در افغانستان شنیدید و نمونه های تاریخی را هم دیدید، ما خوانندگان گرامی خود را به تماشای پدیدۀ هنری خط در عصر حاضر می آوریم. مواریث هنری گذشتگان ما درین عصر نیز خوشبختانه زنده اند، و ممثل بزرگ این هنر درین وقت استاد قادرالقلم عزیزالدین وکیلی فوفلزائی قندهاری ولد مرحوم جاجی نظام الدین خان ساکن کابل اند، که با وجود داشتن مرتبۀ اولین در صف خوشنویسان این زمان، نویسندۀ مؤرخ و شاعر نیز میباشند.

برای اینکه در پایان این کتاب نمونه های زندۀ هنر خطاطی را در کشور عزیز خود ما نشان داده باشیم، از استاد گرامی موصوف خواهش کردیم که نمونه های انواع خطوط خامۀ توانای خود را ضمیمۀ این کتاب فرمایند. استاد دانشمند این خواهش ما را پذیرفته و (35) قطعه از نمونه های مختلف خطوط خود را برای تکمیل و تزئین این کتاب بما سپردند، که با تشکر در صفحات آینده آنرا عکاسی کرده ایم ، و خوانندگان محترم دیده میتوانند که فروغ هنر کهن در افق وطن می درخشد، و کشور عبدالله مروارید و میر عبدالرحمن و سید عطامحمد شاه از وجود هنرمندی چون استاد عزیز خالی نیست. خدای توانا بر برکات خامه اش بیفزایاد.» ( صفحۀ 252 “تاریخ خط و نوشته های کهن افغانستان” ، اثر استاد علامه عبدالحی حبیبی، نشر انجمن تاریخ و ادب، چاپ 1350مطبعۀ دولتی کابل، مهتمم : حبیب الله رفیع)

استاد خلیل الله خلیلی یا آن طور که خود با مُباهات میگفت، “خلیلی افغان” ، در وصف استادی استاد وکیلی پوپلزائی در هنر خطاطی و بالخاصه در “خطِ شکست”، رباعی غزا و بس زیبائی سروده (مأخوذ از صفحۀ 255 کتاب بالا)، که اینک از نظر خوانندۀ ارجمند میگذرد :

ای گشته مَثـــَل به خــوشنویسی ز نخست مفتاح خــــــــــــــــــزاین هنر خامۀ تست

تا کرد خــــــــــــــــــدا لوح و قلم را ایجاد ننوشته کسی شکسته را چون تو، درست

بدون شک که استاد جامع الکمالات بود؛ هم شاعر بود هم دانشمند ِ مؤرخ و هم خوشنویس، اما هنر اصلی استاد خوشنویسی و حسن خط و به اصطلاح فرنگی”کالیگرافی” ــKalligraphie زبان المانی و Calligraphy زبان انگلیسی ــ بود، که اندرین فن ظریف آیتی بود فرید و یگانۀ دوران. وی در همه انواع خط مهارت تام و استادانه داشت، ولی در “خطِ شکسته” و به اصطلاح عامتر ، مروجتر و گوشنواز امروزی ما “خطِ شکست” هیچ کس به مقام شامخ او نمی رسید ؛ نه در افغانستان و نه حتی در منطقۀ ما. گمان نکنم که هیچ کس پیش از وی نیز بر تمام انواع بی شمار “خطِ زیبا”ی زیبانگاری، تا این حد به استادی رسیده باشد.

و اینک چند نمونۀ معدود انواع مختلف “حسن ِ خط” استاد وکیلی فوفلزائی که از کتاب “تاریخ خط و نوشته های کهن در افغانستان” اثر علامۀ فقید پوهاند عبدالحی حبیبی ، سـْکـــَن (تصویر برداری) گردیده :

  

  

  

  

  

اینک که این یادنامۀ سپاسدارانه و مختصر را به پایان می رسانم، در حالی که انبوه آثار هنری و علمی آن مرد خدا و آن فرزند برومند وطن در آرشیف ذهنم جلوه می فرمایند، با آه و حسرت و در عالم عَجز و نیاز، از درگاه آن تواب رحیم ، خداوند بی نیاز ، نیاز میکنم که روان آن استاد عالیمقام و بزرگوار و آن خدمتگار صادق وطن را قرین عنایات خویش داشته، مأوایش را فردوس برین بنمایاد و به بازماندگان سوگوارش ، صبری جمیل و اجری جزیل عطاء بفرمایاد!

 

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

error: Protected contents!