منډيګک
افغان تاريخ

سلطنت امان الله شاه و استقلال مجدد افغانستان

0 45
سلطنت امان الله شاه واستقلال مجدد افغانستان 
گنجینۀ بزرگ از حقایق عصر امانی
مقدمه:
«سلطنت امان الله شاه واستقلال مجدد افغانستان» نوشته وتالیف عزیزالدین وکیلی پوپلزائی، گنجینه بزرگی  از حقایق ناگفته در بارۀ کارنامه های شاه امان الله غازی و موافقان ومخالفان اوست که با اسناد ومدارک وشواهد نایاب  تاریخی ،ًاز سوی اکادمی چاپ ونشرعلامه رشاد در کندهار درسال جاری(1396ش/2017م) در دوجلد (حاوی 1152 صفحه) به چاپ رسیده است.
این مژده را دوست ارجمند ومحقق دانشمند جناب معصوم هوتک بمن دادند و با ارسال یک کاپی از(پی دی اف) آن، مرا غرق شادمانی وخوشنودی  نمودند. من این متن دوجلدی را  بطورشتابزده مرور کردم  ومسایل وموضوعاتی در آن توجه مرا بخود جلب کرد که تا کنون در آثار مورخان دیگر ندیده بودم.
مرحوم عزیزالدین وکیلی فوفلزائی
دراینجا وظیفه خود میدانم تا اول از محقق ارجمند شاغلی هوتک اظهارامتنان کنم که مرا از طبع وچاپ  این اثر گرانسنگ تاریخی مطلع ساختند ، وسپس برای مرکز علمی نشراتی علامه رشاد قندهاری توفیق بیشتر آرزو کنم که در نشر وچاپ چنین اثر مهم تاریخی بعد از مرگ آن مورخ کم ادعا ولی پراطلاع وصاحب نظراقدام کرده اند واهل کتاب وبخصوص علاقمندان تاریخ کشور را با این کار سودمند خویش شادمان ومسرور ساختند.
مرحوم عزیزالدین وکیلی پوپلزائی، ازمؤرخان ذهین وفهیم وصادق البیان افغانستان بود.و با هنر خوشنویسی وخطاطی و تاریخ دودمان سدوزائی وشجره شناسی علاقمندی بخصوصی داشت و بیشتر اوقات عمرش را در این دو عرصه گذشتاند.    
جوانان وطن امسال  با گرامیداشت پرشکوه از98 مین سالگرد استرداد استقلال کشور، ‏نشان دادند که نهضت استقلال امانی درمیان اقشار مختلف کشور وبخصوص جوانان ما روز تا روز ‏علاقمندان بیشتر پیدا کرده وحس استقلال خواهی جوانان را برحس شهید پروری  زیاد تر وگسترده ‏تر ساخته است. روحیه آزادگی این درک را در مردم ایجاد کرده که از خود بپرسند:اولین ‏شخصیتی که در فکر حصول استقلال ازسلطه استعمارگردید،کدام یک از رهبران سیاسی کشور بود؟‏
معلومدارشاه امان الله غازی بود که بقول پوپلزائی :
 قبل از ظهر روز جمعه 9حوت 1297ش تاج استقلال را درمیدان نظامی کابل از دست عساکر پذیرفت وبه عاساکر ومردم وعده داد که: این تاج سلطنت را مشروط به حصول استقلال کشوربسرمیگذارم [1]
وبگفته مولف سراج التواریخ ،امان الله خان روزنهم حوت، در مسجد عیدگاه در حالى که دريشى سربازی به تن ‏داشت ، خطاب به ‏‏عساکر و شهريان کابل اعلام کرد:
« اول برهمه ‏رعاياى صديق ‏ملت نجيبه خود اين را اعلان و بشارت ميدهم که من تاج سلطنت ‏افغانيه را بنام ‏استقلال وحاکميت داخلى و خارجى افغانستان بسر ‏نهاده ام.» وادامه داده گفت : « ملت عزيز من ! من اين لباس سربازى را از تن ‏بيرون نمى کنم تا که ‏لباس استقلال را براى مادر وطن تهيه نسازم ! ‏‏» « من اين شمشير را در غلاف نمى کنم تا که ‏غاصبان حقوق ملتم ‏را به جاى خود ننشانم !»[2]
و هنگامی که شاه امان الله این ارزوی بزرگ مردم افغانستان را به حکومت هند برتانوی اطلاع داد وجواب مساعدی نگرفت، جهاد برضد انگلیس بخاطر کسب استقلال را اعلام داشت ومردم دلیر ‏وآزدیخواه افغانستان با سروجان آماده پیکار با استعمار انگلیس شدند وپس از یک ماه جانبازی دشمن را وادار به آتش بس ومذاکره نمودند و‏درنتیجه مذاکرات صلح درراولپندی، انگلیس استقلال سیاسی افغانستان را برسمیت شناخت وشاه امان الله غازی ‏در روز 28 اسد 1298ش این موافقات را امضاء نمود واز همان روز آن را به عنوان روز استقلال ‏افغانستان اعلام داشت ویعد از آن هر سال مردم ما آن را به حیث روز ملی خویش جشن میگرفتند و با شادمانی ‏وسازوسرود ونواختن دهل  واتن ملی تجلیل میکردند.ولی متاسفانه ‏که بعد ازکودتای 7 ثورو فجایع 8 ثور، تجلیل ازاین روز کمرنگ تر شده رفت ودرسالهای پس از طالبان وحضور امریکا وناتو،بازار قهرمان پرستی وشهید پروری، رونق گرفت وتجلیل از روز 28 اسد به عنوان روز استقلال کشور روبفراموشی نهاد ونزدیک بود، از رسمیت بیفتد، اما هوشیاری جوانان بیدار واستقلال طلب افغانستان سبب گردید تا دوباره روز 28 اسد، این میراث گرانبهای  نیاکان خود را گرامی بدارند. هرقدر این تجلیل ها پرجوش تر وپرخروش تر باشد، به همان اندازه احساسات ملی برای وحدت و ‏حفظ استقلال ملی کشور در مردم تقویت میگردد.‏ کتاب سلطنت امان الله شاه، با این شعر حماسی آغاز میشود که:
آزادگی به قبضۀ شمشیر بسته  اند         مردان همیشه تکیه خود را بدو کنند
مردی بزرگ باید وعزمی بزرگـتر          تا حـل مشکلات  به  نیروی او کنند
تاریخی که مبتنی برواقعیت های عینی و چشم دیدهای رجال بزرگ وسهیم در معرکه استقلال ویا بازتاب جراید و روزنامه های مطبوع همان زمان باشد وسخنرانی ها وبیانیه واعلامیه های رسمی دولت  و رهبران عصرامانی را بازتاب دهد، بدون تردید مهم ومعتبر وقابل مطالعه اند ‏که از خواندن آن علاقمندان تاریخ استقلال به وجد می آیند وسبب میگردد تا مردم ‏تاریخ کشور خود را بخوانند واز فداکاری وجانبازی نیاکان خود آگاه شوند ودر حفظ میراث نیاکان خود ‏بکوشند.‏
مرحو وکیلی پوپلزائی، در یک خانواده فاضل وبادانش وبهره مند از استعداد وذکاوت خوش نویسی وشعرگوئی،منسوب به قندهار بدنیا آمده بود که از زمان احمدشاه بابا تا ختم دورۀ حکمروائی سدوزائی، ازمقام و صلاحیت واعتماد واعتبارفراوانی برخوردار بودند. چون چند تن از اجداد مرحوم عزیزالدین پوپلزائی،به مقام  وکیل الدوله(وکیل مقام سلطنت) ارتقا یافته بودند[3] ، به همین خاطر او و پدرش نظام الدین خان ابن سرار فقیرمحمدخان “وکیلی”  تخلص میکردند وچون سردار فقیرمحمدخان مامای علیاحضرت مادرشاه امان الله خان بود، مثل خاندان شاغاسی خیل، از عزت ومقام واعتبار بلندی درنزد غازی امان الله برخوردار بودند ودر ثبات وحمایت ازمقام سلطنت شاه امان الله تلاش وسعی فراوانی از خود بروز دادند.
مرحوم عزیزالدین وکیلی پوپلزائی از نبیره ها وکواسه های  سردار عبدالله خان پوپلزائی بود که درعهد تیمورشاه درانی وظیفۀ دیوان بیگی( وزارت مالیه) را داشت وشخص سخن دان وسخنور آگاهی بود. داکترجاوید  این قطعه شعر را به مناسبت بنای شهر قندهار  از قول سردار عبدالله خان فوفلزائی [وکیل الدوله] نقل میکند :
دمی که شاه شهامت مدار احمدشاه          باسـتـواری هــمت بنای شهــر نهاد
جمال ملک خراسان شد این تازه بناء         ز حــادثات زمانش  خـدا نگهــداراد[4]
قلعه دیوان بیگی واقع چهاردهی کابل ،محل معروفی بود که سردار عبدالله خان وخاندانش درآن زندگی میکردند. عزیزالدین پوپلزائی در همین قلعه درسال ۱۲۹۷ ش هنگام جنگ استقلال چشم بدنیا کشود و به همین خاطراو خود را فرزند استقلال می نامید. پوپلزائی نخستین آموزش های دینی وهنری یعنی  خطاطی وخوش نویسی را بنابر توجه ومواظبت پدرمدبرخود نظام الدین وکیلی پوپلزائی ازاین قلعه آغاز کرد، وسپس درعهد امانی شامل مکتب شد وهنوز تعلیمات ابتدائی را به پایان نرسانده بود که دروازه های مکاتب ومدارس با تسلط بچۀ سقو برکابل بروی کودکان مردم مسدود گردید. با رویکار آمدن نادرشاه،عزیزالدین پوپلزائی دوباره به مکتب رفت ودرعهد سلطنت نادرشاه وظاهرشاه به دروسش ادامه داد وپس از فراغت از مکتب، در سال۱۳۱۷  شمسی در وزارت اطلاعات و فرهنگ شروع به کار نمود  ودرسال ۱۳۵۲ به تقاعد سوق گردید. چون به هنر وتوانائی اش هنوزهم ضرورت احساس میشد، بکار در وزارت اطلاعات وفرهنگ ادامه داد  تا آنکه  تنظیم های جهادی برکابل در سال 1371 هجوم آوردند و نظام دولتی درافغانستان منهدم گردید واو هم گوشه گرفت.
مرحوم پوپلزائی علاوه برتاریخ نگاری وشعرگوئی، درخوشنویسی وخطاطی(کالیوگرافی) در انواع مختلف ومتفاوت آن یدی طولی وتوانا داشت ومسلک اصلی مرحوم پوپلزائی بود. پوپلزائی در سال ۱۳۴۲ از طرف وزارت اطلاعات وفرهنګ وقت  بحیث استاد وخطاط هفت قلم افغانستان شناخته شد ومدال استادی این فن را از سوی شاه وقت نصیب ګردید.
نمونه ای از هنرخطاطی هفت قلم استاد عزیزالدین وکیلی پوپلزائی
از آنجایی که خانواده وکیلی پوپلزائی یک خانواده علمی وفرهنگی وبا رسوخ درانی بود ودر خوشنویسی وانشاء فرامین سلطنتی توانائی خاصی داشتند، از برکت این فن همواره در دولت سدوزائی وظایف مهم دولتی را بدوش داشته اند،وچون آدمهای عالم وبا هوش وبا استعدادی بوده اند، اکثر وحتی تمام اسناد وفرامین دولتی وابلاغیه های رسمی وبیعت نامه های اقوام مختلف قلمرو سلطنتی سدوزائی را در هنگام پادشاه گردشیها وهنگامه های سیاسی وخلعت بخشی ها ومکافات ومجازات دولتی به افراد واشخاص ذینفوذ قومی را همراه با نشرات وجراید رسمی وخصوصی جمع آوری ونگهداری میکردند وثمه به ثمه آنرا به فرزندان با سواد و پراستعداد خود به ارث میگذاشتند.
آخرین شخصیت با فراست ودانشمند وخطاط زبردست این خانواده یعنی عزیزالدین وکیلی بود که آن اسناد را از پدرخود نظام الدین وکیلی به ارث  برد و از این گنجینه بی نظیرتاریخی بدرستی استفاده کرد و در دوران ماموریت خود بخش های مختلف آنها را به مناسبت های مختلف ، بصورت کتاب و رساله به نشر رسانید که هریکی ازآنها امروز به حیث ماخذی معتبر مورد استفاده اهل تحقیق  درتاریخ وفرهنگ افغانستان قرار می گیرند.
ازجمله تالیف های مهم چاپ شده مرحوم پوپلزائی کتب ذیل اند:
1-تاریخ تیمورشاه درانی( دوجلد،کابل1333ش
2- درة الزمان فی تاریخ شاه زمان(یک جلد،کابل 1337 ش)،
3- تاریخ خرقه شریفه قندهار،(کابل1346ش)،
4- تذکار دیوان همایون اعلی یا وزارت مالیه(کابل 1334 ش)؛
5-هنر خط در افغانستان در دو قرن اخیر بانمونه هایی از استادان گذشته و معاصرمؤلف و (کابل 1342ش)،
6-منظومۀ بزرگداشت سید جمال الدین افغانی که به مناسبت بزرگداشت هشتادمین سالگرد مرگ وی منتشر شد(کابل 1355ش)؛،
7- خزینةالاشراف (1355ش)؛
8- تاریخ احمدشاهی (دوجلد،کابل 1359ش
9- سفرهای غازی امان الله شاه در 12 کشوراروپا وآسیا( کابل 1364)
10- سلطنت امان الله شاه واستقلال مجدد افغانستان(تالیف 1364ش- چاپ قندهار 1396)
11- تحفة المولود (1367ش)؛
12- دیوان رحمان بابا؛
13- فرهنگ کابل باستان(چاپ شده)
14-غزنه در دو قرن اخیر؛
15- رسالۀ دیوان اعلی در تاریخ ادارات افغانستان؛
16- دارالقضاء در افغانستان(کابل 1369ش)؛
17- دیوان اشعار تیمورشاه درانی(کابل1356ش).
در “دانشنامۀ ادب فارسی” علاوه برآثار فوق الذکر،از آثارآماده چاپ مرحوم پوپلزائی کتب دیگری به این نامها جلب توجه میکنند:
1- تقویم و تاریخ که خلاصۀ چهارده سده است؛
2- تاریخ مطابع و جرائد افغانستان؛
3- تاریخ ابدالیان قبل از زمان اعلیحضرت احمد شاه غازی؛
4-نگاهی به تاریخ طالبان علوم در دو قرن اخیر،
5-سیاحتنامۀ دهلی که نگارش آن را در سال 1373ش در دهلی نو آغاز کرده بود؛
6- حشمت التواریخ که نگارش آن را در جدی 1374 ش آغاز کرده بود.
سلطنت امان الله شاه و استقلال مجدد افغانستان،  یکی از آثار گرانبهای تاریخی مرحوم عزیزالدین پوپلزائی  است که مطالب وموضوعات آن درزمان سلطنت شاه امان الله  توسط پدر مولف ثبت ویاد داشت شده است.
مؤلف در پیشگفتار کتاب مینویسد:”  مردان بزرگ ونوابغ عصراز دو گروه موافق ومخالف برکنار نمانده اند و ازآن جمله رهبران وقهرمانان بزرگ یکی امان الله شاه غازی است که از روز جلوس تا خاتمه سلطنت بدوگروه مخالف و موافق برخورده است.از جمله رجال موافق آن نابغۀ شهیر یکی هم الحاج نظام الدین( پدرنویسنده این کتاب) است که درسال 1263ش درکابل بدنیا آمد ودر نیمه سال 1344ش درکابل دیده ازجهان فروبست واین مبصرحوادث وگزارش آن روزگار چون در دوران فعالیت های عهد امانیه اشتراک داشت [5]،  و ذخیرۀ هوش وخرد وتجربه ملی ودرباری وهم آثار جمع آورده واندوخته این شخص مقرب ومعتمد دولت وحکومت آنقدرتاثیرنمود که موجب شد این کمترین (عزیزالدین وکیلی فوفلزائی) مطابق مقتضاء فکر پدر به تألیف وترتیب صفحات این کتاب توفیق یابم.»[6]
در ادامه میخوانیم: «امان الله شاه، در سال 1271 ش در پغمان درمحل طاق ظفر بدینا آمد.درسال 1283 شمسی خطاب عین الدوله یافت و درسال 1289 شمسی در مکتب فنون حربی کابل داخل گردید وعسکری نیرومند بار آمد و واقعیت بزرگی او از صفات مردم دوستی و وطن دوستی وآزادی خواهی کامل ثابت گردید. چون روح بزرگ منشی وترقی پسندی وهم احساس عدالت اجتماعی از دورۀ شباب وجوانی داشت مطابق فهم سیاسی خویش، از بدو جوانی جوینده داستانهای دلیران ومتوجه اوضاع جهان  فرهنگ وهنر جدید گردید، و روی همین منظور که بتواند برای افغانستان مصدر خدمتی گردد، درجلب قلوب اهل فضل وعرفان  وجوانان فداکار ومنور نهایت سعی وکوشش می نمود. واین کاشف اسرار ادوار گذشته،افغانستان که از راه مطالعه وجستجو باکثر حقایق متوصل گشته بود، میخواست هرحقیقت را از راه علم ومعارف دریافت کرده واز همین طریق به آگاهی تمام طبقات ملت [افغانستان]برساند. »[7]
پوپلزائی علاوه میکند :« نوشتن تاریخ دورۀ امانیه یک نمونه ومثال روشن از وطندوستی وعرفان دوستی وازادی دوستی است… پدرم نظر به موانع مطبوعاتی سالهای [1308ش تا 1344ش] خود به این کار دست نیافت و اما یاد داشتهایی که بمن سپرد وهم اینکه به معرفت اوشان از چند نفر شخصیت های همعصر دولت امانیه استفاده فکری نموده ام وظیفۀ ملی مرحومی بجا گردید. چرا که افشاء خصوصیات دورۀ امانیه تا مدت بیست سال بعد انقراض آن دولت کار آسان نبود ونوشتن تاریخ آن دوره هم از عهده وصلاحیت هر فرد شناخته نمیشد.و خود زمانی  که امان الله شاه هنوز حیات داشت به ترتیب وجمع آوری اکثرمحتویات این تذکار دست یافتم وآن روزگار ترقی جوانی من وتالیف وطبع دیگر آثاراشتغال داشتم..»[8]
این یاد داشتهای با ارزش،20 سال بعد از فوت پدر مولف و 55 سال بعد از عهد شاه امان الله در سال(1364ش/ 1985) تالیف وترتیب گردیده است. بعد از تالیف این کتاب ،سال های زیادی گذشت تا شرایط برای نشرآن فراهم شد و بالاخره درسال (1396ش/ 2017) در قندهار از طرف مرکز علمی ونشراتی علامه رشاد به چاپ رسید.
این اثرکه هرجمله  وهرپراگراف وهرسطر وهرصفحه   آن از چشم دیدهای خود مؤلف یا پدر مؤلف و یا از قول رجال عالیرتبه دولتی که با مؤلف روابط خاندانی و ارادت شخصی داشته وخاطرات وچشمدیدهای خودرا به مولف بیان نموده اند، یاد داشت شده، ویا از روزنامه ها وجراید داخلی وکمیاب همان عصر که مولف بدانها دسترسی داشته،اقتباس گردیده است، از اهمیت واعتبار بسیار زیادی برخوردار میباشد.
اعتبار دیگر یاد داشتهای مؤلف دراین است که وی تاریخ های وقوع حوادث را به سه سنه هجری قمری، هجری شمسی و مطابقت آن با سنه میلادی ضبط کرده است.روشی  که مولف سراج التواریخ (تنها سنه قمری رامدنظرگرفته)  و غبار(سنه میلادی را بکار برده)،این روش مدنظرگرفته نشده است .
مرحوم عزیزالدین وکیلی ‏پوپلزائی، یک شخصیت شناخته شده فرهنگی افغانستان است ومعاصر
مورخینی چون: احمدعلی کهزاد، ‏پوهاند حبیبی، غبار، کاتب، فرهنگ و رشتیا و دیگرکسانی است که با تاریخ و نویسندگی سروکار داشته اند، ‏علاوتاً پوپلزائی، بیشترعمر خود را در وزارت اطلاعات وفرهنگ، وانجمن تاریخ بحیث یک عضو مسلکی ‏متشخص در عرصۀ تاریخ نگاری وهنرخطاطی وخط شناسی سپرکرده است.‏
پوپلزائی در تاریخ نگاری سبک خاصی داشت وبه تبیین وتشریح مسایلی از قبیل وضع معیشتی مردم وشیوه تولید نعمات مادی و چگونگی روابط میان (دهقان) و(مالک زمین) ویا کسبه کاران وپیشه وران واهل بازار نمی پردازد، با وجود اینکه گاهی از زیر قلمش نکاتی در بارۀ قیمت مواد خوار بار از قبیل گوشت و روغن و آرد ومزد بناء ساختمان ومزدورکارعادی فرو می چکد، مگر بطورکلی  برای او ثبت وقایع براساس سنوات وتاریخ وزمان  وقوع حادثه درتاریخ نگاری زیاد تر اهمیت داشت و متعتقد بود که :«تاریخ یکی است واما طرز دید وتفکر واندیشه هریک نویسنده از هم متفاوت است که نباید هریک تالیف وصورت تحقیق را پیرو ویا بالمثل یک دیگر دانست.» [9]
در هرحال،کتاب سلطنت امان الله شاه، به نظرم مهمترین  اثرتاریخی مرحوم پوپلزائی میباشد که با معلومات واطلاعات تازه وناگفته های بسیاری همراه است که امکان نوشتن آن ناگفته ها در عهد سلطنت نادرشاه وظاهرشاه ودهه دیموکراسی برای مؤرخان ما غیرممکن بود.
سلطنت امان الله شاه و استقلال مجدد افغانستان
دراین کتاب یکهزاروپنجاه وهشت  عنوان مختلف مورد بحث قرارگرفته که حتی فهرست آن عناوین برابر یک رساله است،ونمیتوان از همۀ آنها دراینجا نام برد، اما میتوان به عمده ترین مسایلی اشاره کرد که حاوی نکات تازه وقابل مکث است ، مثلاً:
موقعیت خیمه امیر حبیب الله خان در شب قتل، فرارمستوفی الممالک درجلال اباد ودستگیری و دلایل اعدامش، دلایل اعدام شاه علی رضاخان افسرنگهبان امیرشهید واتهام زدن مستوفی المالک برشاه علی رضا منحیث قاتل امیر، عاقبت غلام رسول هراتی رهبرشورش فرقه جلال آباد ، نقش علیاحضرت سراج الخواتین مادر امان الله خان وخاندان وی در قیام شهزاده امان الله خان برای انتقام خون پدر و حصول استقلال کشور، حبس امیر نصرالله خان، امتحان گرفتن ازهواخواهان نصرالله خان درجبهات جنگ با انگلیس، بمباردمان طیارات انگلیس برجلال اباد وکابل وتدویر جلسه برای جنگ یا صلح وموقف شاه امان الله در برابر انگلیس، اعلان روزاستقلال در قصر زرافشان کابل (واقع درجوار بُستان سرا وگردان سرا) درروز 28 اسد سال 1298ش، تعمیم کلمه افغان به حیث هویت ملی وبکارگرفتن لفظ افغانی بجای روپیه در مسکوکات دولتی، قطع معاشات نسبی وارسال نان پخته از مطبخ سلطنتی به خانه های سرداران، کشف توطئه ترور امان الله خان از طریق انداختن زهر در غذای  شاه به تحریک خانم معین السلطنه نصرالله خان،کشف دسیسۀ ترورفزیکی شاه در قرغه بسرکردگی اخترمحمد پسر ناظرمحمدصفرخان نورستانی، شورش ملای لنگ در خوست واقوامی که ازوی  پشتیبانی میکردند، اشتراک قوتهای قومی کنر بسرکردگی میرزمانخان کنری ومردم ننگرهار وشمالی برای سرکوبی شورش ملای لنگ، آمادگی مردم هزاره برای اشتراک در جنگ برضد ملای لنگ ، دستگیری ملای لنگ ومحاکمه  او و51 تن دیگر ازهمراهانش بعد از چهارماه استنطاق،بنای منارعلم وجهل در دهمزنگ بخاطریاد بود جان باختگان شورش خوست، تدویر لویه جرگه 1304 درپغمان و پاسخ های روشنگرانه وپرمحتوای شاه امان الله به پرسشگران شامل لویه جرگه، تفتیش دوایر دولتی ومعارف قندهار توسط شاه امان الله وتقدیر ومجازات مامورین آنولایت، سخنرانی های شاه در خطبه های روزجمعه در قندهار،احداث شهر دارالامان و شهرتابستانی پغمان، وبند بتخاک واحداث باغ عمومی کابل،تجلیل دو روز تاریخی درسال: یکی  روز 9 حوت یعنی روز اعلان سلطنت  شاه امان الله برای یک روز، ودیگری درماه اسد بمناسبت  استرداد استقلال (بمدت  هشت روز،گرچه  در بعضی ازسالهای بخاطر شیوع مرض هیضه( یا وبا) جشن استقلال به بعد از 28 اسد یا قبل از 28 اسد برگزار میشد)، همکاری محمودسامی ومحمدصادق مجددی با بچۀ سقو در جهت سقوط غازی امان الله خان، تلاش محمدصادق مجددی برای کسب سلطنت برای خود یا برادرش نورالمشایخ ویا سردار محمدعثمان خان محمدزائی،عدم اشاره مولف دربارۀ حزب سری دربار(متذکرۀ غبار) ،سفرشاه به لغمان، برطرفی سرمنشی حضوربراثر شکایت مردم لغمان، تردید افواه صحبت تلیفونی بچۀ سقو با شاه امان الله ازمیربچه کوت…وده ها موضوع دیگر در این کتاب توجه را بخود جلب کرد که من آنها را در تاریخ های غبار،کاتب، وحبیبی وفرهنگ با این جزئیات وخصوصیات ندیده ام، وبرای من این سوال پیدا میشود که اطلاعات کدامیک از مورخین ما با حقیقت نزدیکتر وکدامیک ازحقیقت بدور تراست ؟
در هرحال، این کتاب، در تکمیل کتب و رسایلی کمک میکند که در چهار دهه اخیر در بارۀ عصرامانی نوشته شده اند.
پایان مقدمه
مآخذ:
[1]-عزیزالدین وکیلی پوپلزی،سلطنت شاه امان الله خان واستقلال مجدد افغانستان،چاپ اکادمی علامه رشاد،کندهار1396، ص 498
[2]- فیض محمدکاتب،سراج التواریخ،جلد4بخش سوم،ص 669 ، اعلامیه اشتهار امیرامان ‏الله خان،نیز مقالات داکتر سیدعبدالله کاظم و داکتر زمانی دراین زمینه.
[3]- به قول آقای معصوم هوتک، پوپلزائی درپایان کتاب درة الزمان (شاه زمان) سلسله نسب خود را چنین نام می برد: عزیزالدین ابن نظام الدین خان ابن سردار فقیرمحمد خان ابن سردار محمد عمرخان ابن سردارمحمد کلان خان( امین الوجوهات)،ابن سردار محمدعلم خان وکیل الدوله ابن سردارعبدالله خان وکیل الدوله[ معاصر احمدشاه بابا وتیمورشاه. سیستانی].
[4]-اکادمیسین  داکترجاوید، اوستا، چاپ 1999، سویدن،ص 79
[5]-نظام الدین خان پدرعزیزالدین خان پوپلزائی،پسرمامای علیاحضرت مادر امان الله خان  میشد وبنابرین در زما قیام امان الله خان در مقابل کاکایش، ناظرهیئت مستحفظین راه کابل- جلال اباد تعیین گردید وپس از کشف توطئه خوراندن زهر به شاه امان الله مدت چهار ماه بحیث سرکرده وآمر پیش خدمتان دربار وآشپزان مطبخ شاهی ومسئول کنترول غذای شخص شاه مقرر شد.(پوپلزائی ،ص 132)
[6]-سلطنت امان الله شاه و،پیشگفتارکتاب، ص26
[7]-سلطنت امان الله شاه و،پیشگفتارکتاب، ص27
[8]-سلطنت امان الله شاه و،پیشگفتارکتاب، ص28
[9]-سلطنت امان الله شاه و،پیشگفتارکتاب، ص26

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

error: Protected contents!