منډيګک
افغان تاريخ

برج هایی ساعت شهر کابل

0 151

3 – برج ساعت پغمان:
مقدمه :
ای کاش گذر زمان کُند میشد و یا یکبار دیگر زمان به عقب بر میگشت. تا کابل شهر نه چندان معمور بلکه مردمان پُرمهر آن را به خلوت می نشستیم و داستان از گذشته تاریخ پُربار وطن را گوش فرا میدادیم .
ای کاش نگاه هایمان به عوض دود و باروت و خون و اجساد بیجان به فضای سبز و درختان و باغهای می افتاد که طراوت و شادابی و صفا و عشق را همراه داشت.
ای کاش گوشهایمان به عوض صدا و نعره و فریاد مادران و خواهران که بالای تن های آغشته به خون فرزندان و برادران نشسته ؛ به زمزمه ها و آواز پرنده گان که بر بالای درختان سرو و چنار نوای عشق و همدلی را می خواندند؛ گوش فرا میدادیم .
ای کاش افکار ما به عوض جدایی و نفرت و بدبختی و خیانت و دهها خباثت دیگر؛ به دوستی و محبت و صداقت و اعمال نیک و برادری و هموطنی ملبس میبود تا کشور و وطن خویش را آباد و معمور و مردم خویش را در اسایش میدیدیم .
ای کاش فضای عشق را مانند گذشته یی نه چندان دور یکبار دیگر تجربه میکردیم تا لذت زندگی را به معنی واقعی آن میدانستیم .
بلی ! سخن ازپغمان و برج ساعتِ بود که چه در گذشته و ندرتا” در سالهای پسین به آنجا میرفتیم ؛ عشق و زیبایی را در آن صیفیه دلکشا مشاهده و لمس مینمودیم . زمانیکه وارد پغمان میشدیم بعد از گذر پل سنگی : سرک الی باغ سپه سالار، میدان اسپ دوانی که در ایام جشن استقلال ( دوره امانیه ) با چراغ ها مزین میگردید تا بیگتوت و ارغنده امتداد داشت. باغ سپه سالار و میدان اسپ دوانی و کوتی سهیل که در زمان شاه امان الله خان شفاخانه یا سناتوریم بود؛ از مواضع دیدنی به شمار میرفت . اما سرک دیگربه طرف راست درمیدان مقابل طاق آزادی و استقلال و یا یا طاق ظفر که نوید شهامت مردم ما را در خود نهفته دارد. این طاق به حیث دروازه وردی پغمان با کتیبه های نام شهدای استقلال به پا استاده است ومقابل آن آبده یی دیگر از سنگ سفید دو ستون مرمرین قرار دارد و در وسط آن لوحه سنگی با زنجیر آویزان است به مشاهده میرسد. این ابده یادآوری نام آنهمه فرزندان و سپاهیان این سرزمین است که در مقابل شورش جهل ملای لنگ در سمت جنوبی ؛ جان های شیرینی خویش را قربان نمودند تا پیروزی علم برجهل را بنیاد بگذارند.
اگر ما این مسیر را ادامه بدهیم سرک مذکور در گذشته با سایه بید ها و چنار ها پوشیده بود و به طرف آن جویبار های روان به نظر میرسید تا اینکه در چهارسو میرسیدیم و مقابل مان مسجد جامع امانیه و برج ساعت در چهارراهی مشهور به هوتل بهار منتهی میگردید. به طرف راست هوتل و دارالعلوم شرعی در بین درختان چهارمغز و چنار قرار دارد و به طرف چپ آن دوکان ها و رستوران ها قرار داشت که با تآسف امروز وجود ندارد. در وسط چهارراه فواره آب در حوض کوچک مرمرین فوران داشت که امروز از آن خبری نیست از این چهارسو؛ سرک های بالا باغ ، سرک سینما یا تیاتر پغمان و سرک دیگر از عمارت سلامخانه قدیم که از پل سلامخانه میگذشت ، منظره زیبا چهارسو چشمان هر تازه وارد را به خود مشغول میداشت و ناگزیر مدتی به تماشا می نشست.

زیرساخت های پغمان:
ساختمان باغ های تفریحی در پغمان در زمان امیر عبدالرحمن خان و امیر حبیب الله خان سراج الملة والدین آغاز گردید. شیوع مرض وبا یا طاعون امیر عبدالرحمن را مجبور ساخت که به پغمان کوچ نماید . بنابران توجه او به این شهرک گردید ، توسط تحت نظارت مهندس عبدالسبحان خان باغ و منازل برای خویش و کارمندان دولت اعمار نمود ( 1 ) شاه امان الله در همین زمان در پغمان تولد شد.
در زمان امیر حبیب الله پغمان بیشتر مورد توجه قرار گرفت و در بسیار از کار های ساختمانی توسط پیشه وران اتریشی که در هنگام جنگ جهانی اول از اسارت جنگی روسیه به افغانستان فرار نموده بودند انجام گردید. ساختمان ها درابتدا از روی طرح های مجلات انگلیسی بنا یافت. امیر در دره خم زرگر و بیگتوت روز ها و شب ها؛ داستانهای هزارویکشب را جشن میگرفت.
شاه امان الله خان در پهلوی عمرانات دارالامان نقشه جدیدی برای پغمان ریخت تا جاییکه برخی عقیده دارند که شاه میخواست ؛ پایتخت را به پغمان انتقال بدهد . در حالیکه چنین نبوده است بلکه او عقیده داشت تا فاصله بین کابل و دارالامان و پغمان را از بین برداشته و دست به ابادی های متعدد زد . روی این منظور شخص به نام ( دگا دو De Gado )مهندس ایتالوی را توظیف نمود تا تعمیرمسجد ، باغها و طاق ظفر را طرح نماید. در حالیکه فاراگو (farago ) مجسمه ساز مجاری ؛ باغ ها و قصر ها را در کابل با مجسمه ها تزیین مینمود .
شاه امان الله برای اعمار باغ ها و جاده ها و تعمیرات ( نظامنامه تعمیرات پغمان ) را در 18 ماده در سال 1300 هـ ش تهیه نمود و به تاریخ سه شنبه 29 ماه سرطان 1305 هـ ش در مطبعه سنگی شرکت رفیق در کابل انتشار یافت. دراین نظامنامه امده است که نقشه ها معیاری بوده و دیوار ها از سه فُت اضافه نباشد و دیوار های گلی ممنوع شده بود . دیوار کوتی و عمارت به طرف سرک طاق نما بوده و از گل سفید وطنی پمقان سفید کرده شود و پوشش منازل از اهن باشد و ساختن منازل گِل پوش همچنان ممنوع بود. و برخی مطالب دیگر…. ( 2)
شاه امان الله تزئینات دیگری را که وابسته به تزئینات شعله مانند که در مهندسی گوتیک فرانسه مروج بود، نیز وارد مهندسی اسلامی نمود، مانند پیش برامدگی در منزل دوم، نشانه حلقه گل در بالای دروازه . اوهمچنان مانند پدر کلانش امیر عبدالرحمن خان، سلیقه خویش را در طرح تعمیرات با مهندس در میان گذاشته و آنرا پیاده میکرد.
بنابران برای ساختمان بنای یادگاری به خاطر یادبود از روز تولد شاه امان الله که امروز هم در مقابل مسجد پغمان قرار دارد شاگردان همه مکاتب افغانستان یک یک افغانی اعانه دادند و طرح شاه امان الله شعله آتش دربالای منار و یا در دوکنار منار سمبول معارف افغانستان از طرح های شاه موصوف است .
در بالاتر از مسجد یک امفی؛ تیاتر بزرگ بنا یافت که در آن محافل و جرگه ها تجلیل و تدویر میگردید. این تیاتر امروز هم موجود است .

برج ساعت پغمان :
درمحل ایکه مسجد جامع امانیه و برج ساعت اعمار شده است قبلا” اراضی جنگل زار حاجی اسد خان و عبدالصمد خان بود که سرور سلطان علیا حضرت سراج الخواتین در زمانی که شاهزاده خانم لقب داشت توسط ایشک اقاسی محمد شاه خان به وجه نقد شخصی خود خریده بود. که که بعد” مسجد و منار ساعت در آنجا اعمار شد. ( 3)
اما برج ساعت پغمان درمنار مسجد جامع امانیه که حالا به مسجد جامع حضرت محمد مصطفی ص تغییر نام یافته است ؛ تعبیه شده است . شاه امان الله مهندس ایتالیوی به نام دگادو (de Gado ) را توظیف نمود تا مسجد و برج ساعت را نقشه و اعمار نماید . مهندس موصوف با کاربرد مفکوره اروپایی خویش مسجد را در دومنزل و مناره را برخلاف سایر مناره های مساجد که به شکل دایروی بود؛ به شکل مربع طرح نمود. این مناره که در ضمن برج ساعت پغمان میباشد متصل به مسجد بوده و در حدود 4 در4 متر عرض و 14 متر ارتفاع با اضافه دونیم متر گنبد آهن پوش و محل آذان میباشد ، و سه طبقه یا منزل دارد که در منزل سوم ساعت بزرگی در آن تعبیه شده است. که از فاصله دور نمایان بود.
مسجد و برج ساعت در چهار دهه اخیر مانند سایر عمرانات پغمان ویران و تقریبا” از بین رفته بود . اما در سالهای اخیر دوباره باز سازی و مورد استفاده قرار گرفت. سرک ها اسفلت و باغ عمومی برای استفاده مردم تزیین و اماده گردید.

4 – برج ساعت شفاخانه سناتوریم کابل ( نادرشاه روغتون یا شفاخانه علی اباد )
مقدمه :
سناتوریم رفقی بیگ که یکی از سابقه دار ترین شفاخانه های تدریسی و معالجوی در سطح کشور میباشد. بنابر کتیبه منار ( رفقی کامل بیگ ) مقابل دروازه پوهنتون کابل ؛ تعمير ان در ماه جو زاي سال 1310 هـ ش شر و ع و درماه اسد سال 1312 هـ ش در زمان محمد نادر شاه به مصرف ده لک [ یک ملیون افغانی] از جیب فتوت همایونی در املاک شخصی شاهانه شان اعمار و به پايه تكميل رسيد . در ابتدا شفا خانه جهت جلو گيري از توبرکلوز ( TB ) تحت نظر دوكتور رفقي بیگ از كشور تر كيه شروع به فعاليت نمود . بناً اين شفا خانه بنام رفقي سنا توريم مسما گرديد . و مهندس صداقمند عبدالغیاث خان کار های ساختمانی آنرا پیش برد . ( 1)
بنابر گزارش روزنامه اصلاح : برای علاج امراض توبرکلوز(سل) سناتوریمی در علی آباد ( که از مایملک شخصی اعلیحضرت شهید محمد نادر شاه است ) تعمیر و مبتلایان این مرض را تحت تداوی گرفته است . (2 ) بعداً سایر بخش های این شفاخانه نیز نظر به ضرورت اعمار گردید . و اين شفاخانه بنام نادرشاه روغتو ن عرضه خدمات صحي خويش ادامه داده و تا امروز با و سيع ساختن بخش هاي مختلف شفا خانه با داشتن (12 ) ديپار تمنت و (250 ) بستر فعاليت مينمايد.
قبلا” در زمان امیر عبدالرحمن شفاخانه لیلیاس خانم انگلیسی نه تنها تداوی امیر را به عهده داشت بلکه مردم عوام همچنان از تداوی موصوف مستفید بود. ضمنا” خانم براون تداوی حرم امیر را به دوش داشت. در زمان امیر حبیب الله خان و شاه امان الله خان سناتوریم حلیمه خانم و شفاخانه مختصری در پغمان اعمار گردید. توجه بیشتر زمامداران دراین دوره برای تداوی توبرکلوز یا سل بود که روز تا روز مردمان زیادی به آن مبتلا بود. روی این منظورسناتوریم رفقی بیگ یکی از کار های نیک نادرشاه بود. منار رفقی بیگ و برج ساعت این سناتوریم امروز یادآوری از یادگار آن دوره میباشد.

برج ساعت شفاخانه علی اباد که با جریان آب در حرکت بود :
این برج در زمان نادرشاه هنگامیکه شفاخانه رفقی بیگ در سال 1310 هـ ش اعمار میگردید ؛ آباد شده است . امروز این برج ساعت در عقب انستتیوت طب ابوعلی سینا موقعیت دارد دارای چهار طبقه یا منزل و به شکل چهار ضلعی اعمار شده است . هر منزل آن داری کلکین میباشد در طبقه بالای ساعت بزرگی نصب گردیده است ؛ که به واسطه جریان آب در حرکت بود . چون قبلا در زیر همین برج ساعت کاریز وجود داشت .
برج ساعت متذکره به شکل مربع 4 متر در 4 متر و بالای صفه یک متر پنجاه سانت اعمار گردیده است. ارتفاع برج حدود 14 متر بوده و دونل از منزل چهار به پایین تا سطح کاریز یا قنات ادامه دارد. تا عقربه های ساعت بزرگ به حرکت آید . گفته میشود ؛ آب شش قنات به زیر برج کشیده شده است .
برج ساعت سناتوریم رفقی بیگ یا شفاخانه علی اباد با اعمار تعمیر انستتیوت طب از نظر پنهان گردید و در گوشه دیگر شفاخانه اطفال این پوشیده گی را بیشتر ساخت.
با تآسف در جنگ های گروهی حاکم بر کوه های کابل و پوهنتون کابل این برج با همه سابقه تاریخی آن ، آسیب دید . فعلا” این برج توسط کمیسیون مستقل حقوق بشربه تاریخ 10 دسامبر 2007 م ترمیم و با حفظ نمای بیرونی احیا گردید . (3 )
اما از آن ساعت بزرگ خبری نیست . بلکه ساعت کوچک بدون زیبایی به عوض آن نصب گردیده است .

برج ساعت دروازه ورودی ارگ کابل

معلومات برای یافتن برج پنجم ارگ کابل که در وسط دیوار دومی ارگ قرار داشته و حیثیت دروازه ورودی را دارد ناموفق بودم . مثلیکه همه معلومات در مورد ابادی های ارگ که در زمان محمد ظاهر پادشاه سابق افغانستان مهر و لاک گردیده است و یا مانند اسناد محرم ریاست ضبط احوالات از دیدمان به دور گذاشته شده است . ضمنا” هیچگونه شناخت با قصر نشینان نداشتم تا از نزدیک یکبار آنرا میدیدم و طول و عرض و چگونگی ساختمان آنرا دقیق یادداشت مینمودم .
آنچه که میدانم ارگ را در لغت به معنی قلعه ی کوچک درمیان قلعه بزرگ گویند که دارای برج و باره باشد. دراصطلاح به معنی اقامتگاه فرمانرواست لذا به مکانی اطلاق می شود که در آن فرمانروای شهر، ایالت و یا کشور اقامت داشته باشد و از آنجا برکشور و مردم حکمروایی می نماید .
در گذ شته این مفهوم در افغانستان به دو مکان اطلاق می شد، یکی مربوط به قبل از جنگ دوم افغان و انگلیس و دیگری به بعد از جنگ دوم مربوط می شود.
از جمله پیامد های زیان بار تجاوز دوم قشون انگلیس به افغانستان یکی هم آن بود که بالاحصار تاریخی کابل یا قلعه مستحکم پادشاهان افغانستان با قصرافسانه ای چهل ستون ؛ به دستور رابرتس انگلیس فرمانده قشون مذکور ویران گردید و از آن عمارات و بناهای باشکوه که درروزگار درانی ها و سدوزاییان، افزون براقامتگاه پادشاه و قصرچهل ستون شامل تقریباً یک هزار خانۀ مسکونی، یک رشته بازار و چند محله ی نامداربود، جز تلی ازخاک چیزی دیگری باقی نماند.
حضور نیروهای انگلیس این بار در افغانستان به درازا نه انجامید و چون قوای مذکور افغانستان را ترک کرده و زمام امور مملکت را به امیر عبدالرحمن خان سپردند، در واقع جای به نام ارگ و یا قلعه و دژی برای اقامت امیر موصوف در کابل وجود نداشت، بنابرین امیر مذکور پس از استقرار در کابل و تحکیم و تثبیت موقعیت خویش، انجینران و معماران قندهاری و کابلی را فراخواند و از آنان خواست تا کار احداث ارگ جدید شاهی را درقسمت شمالی و شمال شرقی شهر کابل آن وقت و در جوار شیرپور آغاز نمایند. به همین منظور امیر عبدالرحمان خان دو صد جریب زمین معادل 83 هکتاررا در ناحیه ی مذکور اختصاص داد و از معماران و انجینران فوق خواست تا با استفاده از همۀ امکانات، قلعه مستحکم موسوم بر ارگ شاهی را در وسط باغ وسیع بنیاد نهند. (1 )
امیرعبدالرحمن خان یک شیوه کاملاً جدیدی معماری را در افغانستان مروج ساخت. یعنی نمای بیرونی که بر علاوه ساختمان های قبلی که به داخل توجه بیشتر داشت به بیرون بنا توجه نیز داشته باشد. ، بنابران نما ها به استقامت باغ ؛ مجهز با چشمه ها یا آب روان بود. عبدالرحمن خان طرح و نظریات شخصی اش را در قسمت مهندسی تطبیق می نمود. راه رو های طاق دار که نوع از مهندسی آسیا مرکزی بود در ساختمان هایش دیده می شود. قابل یاد آوری است که عبدالرحمن خان قبل از امیر شدن سال ها در تبعید در بخارا اقامت داشت. نامبرده پیوسته از نقشه های مربعی، ساده و یک منزله استفاده به عمل می آورد. که شامل گنبد مرکزی، صالون عمومی هشت ضلعی با اطاق های مربعی که هر کنج آن با راهرو های ستونی وصل گردیده بود.
امیر عبدالرحمن خان بعد از انکه در سال 1299 هـ ق = 1880 م ساحه باغ پهلوان محمد نور واقع سمت شمال شرق ده افغانان کابل را برای طرح و احداث قلعه جدید قرارگاه دولت بنام ارگ دارالسلطنه کابل پسندید و خود به خاطر استحکام ولایات شرقی به ننگرهار رفت و پسر خود سردارحبیب الله خان را تفویض نمود که به قرار نقشه و مشورت اهل فن تعمیر به حفر تهداب ارگ کابل اقدام نماید.
ارگ کابل در وسط دو نهر اب که از دریای کابل کشیده بود به سمت شمال غرب ناحیه مرادخانی بنا گردید . در حقیقت نقشه ارگ کابل و سلامخانه و گنبد نقاره خانه و بازار ارگ و کوتوالی و چهاونی شاهی ( قرارگاه رساله شاهی) و حمام شاهی و دفتر مستوفی الممالک و جاده پیش روی قصر سلامخانه، حصص زیاد مرادخانی و باغ محمد شریف خان و گلاب باغ قدیم را احتوا نمود . دراولین فرمان های عهد آن دولت ( ارگ مبارکه دارالسلطنه) یاد شد . ( 2)
گروه انجنیران مذکور زیر نظر سید یاقوت شاه چرخی از نزدیکان و افراد مورد اعتماد امیر عبدالرحمن که بعداً عنوان قلعه بیگی نیز شهرت یافت، با جدیت تمام و مطابق با طرح معماری آن روزگار، قلعه را با دیوارهای کنگره دار و تیرکش ها و دیگر امکانات دفاعی ساختند و در اطراف دیوار نیز خندقی برای آب کندند. لودویک ادمک در قاموس تاریخی افغانستان ارتفاع دیوار ارگ را 50 فُت معادل 15 متر و 24 سانت می نگارد . (3 ) همچنین در چهار طرف دیوار، چهار برج مخروطی شکل که درخویش تیرکش های برای توپ و سایر تجهیزات دفاعی داشت، به وجود آوردند. بنابران تحت نظارت حبیب الله خان پسر امیر و سایر انجنیران و معماران وطن بود که در طول دهسال بخشی بزرگ ارگ ساخته و اعمار گردید.
با وجودیکه در زمان امیرشیرعلی خان برای اعمار ارگ شیرپور؛ کار بیگار ممنوع گردید و برای کارگران و معماران مزد داده میشد . برخلاف در ساخت وساز ارگ کابل امیر؛ مردم را بیگاری گرفته و زمینداران به فرستادن نفر و قلبه گاو، اسپ و مرکب و چوب دستک به ارگ مجبور بودند .
مهمترین بخش ارگ عبارت از :
سلام خانه که در آن مراسمی دراعیاد و جشن ها برگزار می گردید نیز در جوار درب شرقی احداث شد
هم چنین مطابق با ایجابات معماری ویژه ی قلعه سلطنتی، در داخل ارگ کابل نیز ساختمان های دیگری احداث شد، از جمله : دفترشاهی، حرمسرا، اتاق های برای خدمت کاران دربار، جای مطمئن برای حفظ و نگهداری نقود و اشیای قیمتی پادشاه موسوم به خزانه شاهی، کوتی باغچه، مسجد، دیپوی اسلحه و مهمات، اقامت گاه برای محافظان پادشاه، مکان نگهداری زندانیان یا محبس شاهی، آشپزخانه و انباری برای نگهداری مواد غذایی. (4)
افزون بر ساختمان ارگ شاهی که کار احداث آن در روزگار فرمانروایی امیر عبدالرحمن خان و امیر حبیب الله به پایان رسید، در روزگاران بعدی نیز عمارات و ساختمانهای دیگری بدان افزوده گشت که در زمره ی آنها چند قصر و مکان ذیل می باشند:
قصر نمبر ۱، قصر نمبر ۲، ، قصر زرد و قصر سنگی و قصر سپیدار است .
اما برج ورودی که ساعت بزرگی در آن تعبیه شده است:
این برج در زمان شاه سابق محمد ظاهر اعمار گردید از سال تآسیس و چگونگی دیزاین و ساختمان آن نمیدانیم . زمانیکه به این برج نگاه میکنیم که از دو بخش قاعده و بخش اصلی تشکیل شده است . بنا” میتوان گفت در ورودی یا قاعده آن مانند همه آبده های اسلامی به شکل نیم دایره بوده و در حدود 6 تا 8 متر ارتفاع دارد و بخش اصلی برج تا انتها به شکل مربع و ارتفاع حدود 12 تا 14 متر واز خشت های متوازن سنگی قد افراشته است و با اضافه حدود یک متر ارتفاع دیگر با دیوار گنگره دار و تیرکش مانند ختم میگردد. عرض برج پنج پا یا 4 در 4 متر تخمین میگردد. در راهرو دروازه ورودی ؛ دروازه کوچکی قرار دارد که توسط پله یا زینه ها به بالای برج راه می کشاید.
احتمالا” این برج را برای افراشتن بیرق سه رنگ افغانستان اعمار و اختصاص داده است . ساعت بزرگی در چهار رُخ این برج از فاصله های دور معلوم میگردد. بنا” میتوان از آن به نام برج ساعت دومی ارگ نام برد .

برج ساعت میلاد کابل واقع باغ قاضی :
مقدمه :
هنگامیکه میخواهید از طریق دروازه لاهوری و تخته پل و چنداول و قلعه هزاره ها متصل شفاخانه صدری ابن سینا به طرف غرب کابل مسیر تان را ادامه بدهید . در طول راه در جوار باغ قاضی و لیسه محجوبه هروی و بازار چنداول نظرتان را منار سی متره با رنگ گلابی که ساختمانهای دوران بابری را به خاطر میاورد جلب مینماید. اگر از داستان اعمار آن مطلع نباشید حتما میگفتید بقایای دوره بابر است چون استفاده از رنگ و دیزاین شباهت آن دوران را دارد . در چند سال قبل فرد نظامی برای نگهداری آن با سلاح دست داشته مقابل آن استاده بود فکر میکنم میترسند که در این گیرو دار چور وچپاول آن مناره را هم به کشور های همسایه قاچاق کنند.
شاروالی کابل در پهلوی کار های مفیدی ، یکی همین اعمار منار میلاد کابل است . ظاهرا” این منار به افتخار پنج هزارمین سال ایجاد شهر کابل اعمار گردیده است . از سنگ نوشته منار برمی اید که ساخت و ساز این منار پوره دوسال زمان برده است . اگر این منار با این قد و قامت دوسال وقت ( 2 – 8 – 1389 تا 2 – 8 – 1391 هـ ش ) بگیرد معلوم نیست برای اعمار یک شهرک رهایشی چه مدتی زمانی ضرورت خواهد بود. و یا شاروال میتوانست چند اپارتمان برای خانواده هاییکه در گوشه و کنار شهر بی خانه و جا هستند ؛ اعمار مینمود. مشکلات که برای باشنده گان و کسانیکه از این سرک رفت آمد داشتند معضله دیگری بود که در طول دوسال باشنده گان آن جا تحمل کردند.
درکتیبه منار نام حامد کرزی رییس جمهور پشین افغانستان با اضافه نام شاروال کابل دیده میشود. نمیدانم اسم شاروال دراین کتیبه تا چه حدی ضروری بوده است.
با تاسف از صورت گرد آلود و رنگ رفته این منار برمی اید؛ از روزیکه اعمار شده است نه تنها شاروال کابل بلکه کوچکترین مسؤول شاروال کابل هم به دیدن و عیادت این منار نیامده است . امروز اطراف منار و داخل منار را کارگران و معماران روزمزد گرفته است که برای یافتن لقمه نانی آنجا گرد می ایند تا در کار روزانه استخدام شوند.
نکته دیگریکه از صورت گردالود این منار دریافتم که در کشور ما هر ابادی و آبده که تعمیر میشود هرگز تحت مراقبت و نگهداری و توجه قرار نگرفته و نمیگیرد.

برج ساعت میلاد کابل:
این منار که بنام منار ميلاد كابل یاد میگردد به ارتفاع 30 متر و عرض 8 در 8 متردر چهار راهي باغ قاضي شهر كابل موقعيت دارد مرتبه های منار در پایین فراخ تر است بخوبی با طاق های کمانی شکل دالان را به خود گرفته و با ستون ها سفید، زیبایی از خود به جا میگذارد . مرتبه دوم و سوم و چهارم کم عرض شده و ساعت بزرگی در آن قرار داده شده است .
بالای طاق دالان کتیبه در سنگ مرمر سیاه با زبان دری و پشتو و انگلیسی نقر شده است که میخوانیم :
بسمه و تعالی
این آبده به مناسبت تدویر نخستین سیمینار علمی – تحقیقی میلاد کابل و به منظور پاسداری از فرهنگ و تاریخ پرشکوه این شهر باستانی در زمان ریاست جمهوری جلال التمآب حامد کرزی به ابتکار دپیلوم انجنیر محمد یونس نواندیش شاروال کابل به ارتفاع سی متر که بلندترین منار در تاریخ شهرکابل میباشد.به تاریخ 2 ، 8 ، 1389 تهداب گذاری و بتاریخ 2 ، 8 ، 1391 به پایه اکمال رسید.
مرتبه سومی با نشان دولت افغانستان یعنی محراب و منبر با اظفاه سمبول شاروال کابل مزین میباشد و در مرتبه چهارم ساعت بزرگی تعبیه گردیده است که از گردش بازمانده است و درمرتبه پنجمی منارکم عرض شده و شکل مناره دایروی را اختیار میکند که از فاصله های دور نمایان است .
درنقطه بالای منار یا برج یکبار دیگر سمبول شاروالی کابل جا داده شده است که بیننده را متیقن میسازد که این آبده از طرف شاروالی کابل اعمار شده است . اطراف منار با زینه زیبایی از سرک مجزا شده است و به فاصله اندک با موانع که فعلا” ریخته و پاشیده است از داخل شدن منار جلوگیری مینماید وامیدوارم که راننده گان در اثنای گذر از کنار این منار متوجه آبده تاریخی کابل باشند . گرچه موانع که در طول راه است از سرعت راننده میکاهد اما با احتیاط باید گذشت .
محمد يونس نو انديش شاروال کابل در مراسم افتتاحيه اين منار به خبرنگاران گفت:” اين منار جهت تولد دوباره شهر كابل و زنده كردن يادگار تاريخي شهر قديمي كابل احداث شده است.”
شهردار كابل هر چند در مورد هزينه مصرف شده منار متذکره معلومات ارايه نكرد اما وي گفت كه اين نخستين منار در شهر كابل است كه به اين ارتفاع اعمار مي گردد. از اینکه این منار چرا در این جاده مزدحم و شلوغ اعمار گردید کسی حرف نه زده است . اما معلوم است که مندوی باغ قاضی یکی از محلات قدیمی شهر کابل است که مردم برای خرید و فروش می آیند . منار از زیبایی خاصی برخورد ار است اما آن زیبایی با گرد وخاک شهر و خانه ها ویران شده اطراف آن چندان محسوس نیست .
جا دارد اطراف منار با پارک و سرسبزی و باغچه و یا حوض کوچکی مزین گردد و عرض سرک بیشتر شود تا زیبایی آن جلب توجه نماید .

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

error: Protected contents!