منډيګک
افغان تاريخ

احمد شاه و تيمور شاه حاجی جمال و پاينده خان

شير سرخ جرگه
0 69

درین مضمون از چهار نفـر مردان بزرگ سـدوزائی و بارکزائی صحبت می شـود که دو نفـر آن شـاه و دو نفـر آن به حیث مشـاور و وزیر در عصر آنها می زیسـتند، مقـصد عمده ما عبارت از معـرفی مختصر شـخصیت دو نفـر مشـاور و وزیر اسـت و صفـت برجسـته وبارز این دو نفر هم از خود گذری آنها اسـت به نفع مملکت که در طی قرون ۱٨ و ۱٩ در بزرگان ملی ما متأسـفانه بسـیار کم دیده میشـد و تقـریباً علت همه خانه جنگی ها که نیروی کشـور را مسـأصل سـاخت اغراض شـخصی بود که اشـخاص را از محور اصلی خدمات ملی کناره سـاخـته و یکی را در مقابل دیگر تحریک میکرد.

برده شـد و شـهرت آنها در تاریخ دورهء سـدوزائی افغانسـتان به اندازه ایسـت که هـمه کس شـخصیت های ایشـان را می شـناسـند. هـمه میدانند که احمد شـاه و تیمور شـاه پدر و پسـر پادشـاهان درانی، سـدوزائی هـسـتند که یکی بعـد دیگری به پادشـاهی رسـیده اند و حاجی جمال و پاینده خان بارک زائی پد و پسـر در دوره های متـقـابله شـاهان مذکور زیسـت داشـتند.
چیزی که درین مبحث میخواهم اهـمیت آنرا خاطر نشـان سـازم، بزرگی، از خود گذری، بیغـرضی، مصلحت جوئی این دو نفـر رؤسـای مقـتدر، با نفـوذ وخیراندیش اسـت که هـرکدام به حیث مشـاور درجه اول پادشـاه معاصر خود محسـوب می شـد و در حقـیقـت سـلطنت احمدشـاه و تیمورشـاه درانی به پشـتیبانی و حسـن تدبیر و هـمکاری صمیمانهء آنها اســتوار بود.
درموقـعیکه بنا بود در زیارت شـیرسـرخ قـندهار، سـران قـبایل افغان از میان خود شـاهی انتخاب کنند، قـبیلهء سـدوزائی از نقـطهء نظر شـمار خانواده یا افـراد قـبیله از هـمهء قـبایل دیگر کوچک تر بود و اگر تناسـب تعـداد خانوادهء دو قـبیلهء سـدوزائی و بارک زائی نسـبت به دومی در حدود یک نهم یا یک دهم بود، چنانچه مؤرخیـن یکی از علل انتخاب شـدن احمد شـاخان را به پادشـاهی، هـمین خوردی نسـبتی قـبیله او میدانند تا اگر خلاف مصالح قوم رفـتار کند عـزل او آسـان باشـد.
بهر حال، با صفاتی بارزی که در شـخص شـخیص سـردار سـدوزائی دیده میشـد به پادشـاهی انتخاب شـد و بنام اعلیحضرت احمدشـاه و به عـنوان «دردران» و به صفت «بابای ملت» شـهرت پـیداکرد. حاجی جمال خان رئیس قـبیلهء نیرومند بارکزائی که در قطار انتخاب شـوند گان چانـس بزرگی داشـت، اغراض شـخصی را که چون مرض سـاری و مهلک دامنگـیر همهء بزرگان قوم بود، زیر پا گذاشـته و با بیعـت به پادشـاه، اسـاس دولت درانی سـدوزائی افغانسـتان را مسـتحکم سـاخت و مثال بسـیار برجسـته و قابل تعـریف از خود گذری خویش در یک موقع بسـیار حسـاس در تاریخ افغانسـتان ثبت نمود. احمدشـاه بابا تا آخر حیات منزلت این پـیر مرد موقـر و خیراندیش را طوریکه شـایسـته مقام او بود نگه میداشـت واز جزئی تا کلی امور مملکت داری خویش را به مشـوره و صوابدید او اجرا میکرد.
تا آنکه شـاه در ۱٧٧۳ از جهان فانی درگذشـت و کمی بعـد حاجی جمال خان هم عقـب او به جوار رحمت ایزدی پیوسـت و بعـد از پارهء تحولات مقـدمه کار طوری فراهم شـد که پسـران ایشـان یعـنی تیمورشـاه و پاینده خان روی صحنه سـیاسـت و کشـور داری بیایند.
حاجی جمال خان، چهار پسـر داشـت: رحیم داد خان، پاینده خان، هارون خان، بهادر خان. اگر چه بعـد از وفات احمد شـاه درانی وزیر او شـاه ولی خان پسـر خورد احمد شـاه، سـلیمان شـاه داماد خود را بر تخـت شـاهی نشـانیـد ولی دیری نگذشـت که شـهـزاده تـیمــور از هـرات آمده و طبـق میلان و رضائیت عـدهء زیاد سـران قـوم تاج شـاهی بر سـر گذاشـت. (۱٧٧۳ م)

تیمور شـاه ابتدا به رحیمداد خان پسـر حاجی جمال خان عطف توجه نمود و اورا به جای پدرش سـردار بارک زائی شـناخـت اما چون صفات بزرگی قـوم در او نبود و شـخص ممسـک بود و افغانها عـموماً به دور آدم بی دسـترخوان جمع نمی شـوند، افـراد قـبیله کم کم از او اظهار انزجار نمود و در اثر بلند شـدن شـکایات، شـاه، سـردار پاینده خان را با اعطای لقـب سـرفـراز خان به ریاسـت قـبیله بارک زائی برداشـت. سـردار پاینده خان در اسـتحکام سـلطنت تیمور شـاه، صرف مسـاعی و جان فشـانی های زیاد نمود. اولین کامیابی سـردار پاینده خان مغـلوب سـاخـتن درانی هائی بود که به تحریک وزیـر شـاه ولیخان به دور عـبدالخالق خان کاکای احمد شـاه جمع شـده و میخواسـتند اورا به پادشـاهی بردارند. پاینده خان با وجودیکه قـوهء کافی در دسـت نداشـت، بر هـنگامه طلبان درانی فایق آمد. سـپس در کشـمیر به هـمراهی دلاور خان اسـحق زائی مصدر خدمات شـد و بعـد ازآن در جمع آوری مالیات شـال و کویته طوری با مردم خوش رفـتاری کرد و طوری به حسـن صورت وظیفهء مرجوعـه را انجام داد که از آن بهـتر امکان نداشـت. شـاه از او به مراتب خوشـنود شـد و بیرق غلزائی ها نیز به او مفـوض گردید وجایگاهی قـریب تخـت شـاهی احراز نمود. هـمین قـسـم در غایلهء پشـاور و در شـورش بلخ که هـر دو برای شـخص تیمور شـاه و سـلطنت او خطرات مدهـشی دربر داشـت اظهار شـخصیت و کاردانی نموده قـلب تیمور شـاه و قـلب سـلطنت او را قـوی نگه داشـت. طوریکه در تاریخ قـضاوت شـده اسـت، تیمور شـاه صفات بارزهء احمدشـاه درانی را نداشـت و فاقـد سـجایای عالیهء پدر خود بود. اگر نیک ملاحظه شـود عاملی که سـلطنت او را مدت بیسـت سـال نگه داشـت بیشـتر حسـن تدبیر، شـجاعـت، فکر صائب، واز خودگذری شـخص سـردار پاینده خان بود.

دو فرد از کتیبه مزار سـراد پاینده خان:
ز پا فـتاد چو بر خاک سـرفراز جهان
بلند نالهء افغان شـد از هـمه افغان
زعـقل سـال وفاتش سـوال بنمودم
جواب داد که قل هم شـهادت لرحمن

رجال و رویداد های تاریخی : (مشتمل بر چهل و شش مقاله) / تالیف احمدعلی کهزاد

ادامه دارد

برگرفته از: نی شـماره اول سـال سـوم پنجشـنبه ٨ دلو ۱۳٨۳ / ٢٧ جنوری ٢۰۰۵

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

error: Protected contents!