منډيګک
افغان تاريخ

سردار غلام محمد خان بارکزائی (طرزی افغان)

حُسن مبارک شاغاسی

0 970
سردار غلام محمد خان (طرزی افغان)

علامه غلام محمد طرزی (قندهاری) شاعر، ادیب، دانشمند، محقق، خطاط و سیاست مدار توانای دربار و دوران امیر دوست محمد خان است. غلام محمد طرزی، لقب (طرزی افغان) را برای خود بکار میبرد و از طرف امیر دوست محمد خان به القاب (ارجمند) و (دانشمند) نیز مفتخر گردیده بود.
غلام محمد طرزی، فرزند سردار رحمدل خان و هوا بیگم میباشد که در سال (۱۲۴۵ ه ق –1829 میلادي) د شهر تاریخی قندهار چشم به جهان باز کرده و در سال (۱۳۱۸ه ق) مصادف به (1900 میلادی) در دمشق چشم از جهان بست و در آنجا به خاک سپرده شد [1].

رباعی
ای آنکه بسان جان شیرین منی
مشاطهٔ روی شعر رنگین منی
چون دیده زفرقتت نگردد تاریک
چون روشنی دو چشم خونین منی
(کلیات دیوان فارسی طرزی قندهاری، ص ۵۷۳).

سردار غلام محمد خان طرزی از همدستان و طرفداران سردار محمد ایوب خان غازی بود، و به همین لحاظ از جانب امیر عبدالرحمن خان در سال (۱۲۹۹ه ق) مصادف به ( 1881 میلادي) به هندوستان تبعید گردید، در سال (1884 میلادي) از کراچی به بغداد و باز استانبول ترکیه رفت و در شام مسکن گزید [2]، ولی این مرد آزاد، آزادی خواه و وطنپرست هرگز اقامت در ساحهٔ استعمار بریتانیه را نپذیرفت.
طرزی افغان یک شخص پرهیزگار و خداپرست بود و در سال (۱۳۰۴ه – 1886 میلادي) جهت ادای حج به خانه خدا نیز رفته بود [3]. طرزی به تصوف و عرفان علاقه داشت، اکثر شبها را در یاد و عبادت خداوند خود سپری میکرد و کتاب (آهنگ حجاز) را نیز در تصوف تألیف نموده است [4].

ای لال ز اوصاف تو پیوسته زبانها
در خامه چو شق مانده زحمد تو بیانها
آثار تو ظاهر به همه کون و مکان لیک
از تو نتوان یافت نشانی بمکانها
ای از تو عیان ظاهر و باطن زتو پیدا
وی مظهر صنع تو عیانها و نهانها
جان کرده نشان در دم تیر تو اسیران
عشاق ترا هست درین راه نشانها
در فکر تو افتادم و گردید تقینم
کزوهم در ادراک تو وامانده کمانها
اندر طلب وصل تو چون شمع همه شب
در آتش و ابند همه سوخته جانها
تا غیر تر ره ندهد چشم زمژگان
داده بکف مردمک دیده سنانها
خاموش زذکر تو نییم هیچ زمانی
هر موی مرا هست بیاد تو فغانها
طرزی اگر از دیده انصاف ببینی
آب رخ صد رنگ بهارند خزانها
(کلیات دیوان فارسی طرزی قندهاری، ص ۱۸).

این عالم و فاضل گرایش های عرفانی در شهرهای هند، عربستان، دمشق، مصر و استانبول به مهاجرت پرداخت. در ترکیه با سلطان عبدالحمید عثمانی ملاقات نمود و کتاب (اخلاق حمیدی) را به نام او تألیف کرد [5]. در ایران نیز مورد علاقه شاه قاجار قرار گرفت و چند قصیده را به مدح آن پادشاه سرود. طرزی افغان، در مدح سید جمال الدین افغان نیز قصیده‌‌‌ٔ دارد که در اینجا ارائه میگردد:

نسیم صبح در گلشن وزید از جانب صحرا
عبیر آمیز و عنبر بیز و روح افزا
چون بوی لاله جان پرور چو بوی گل روان پرور
دمادم گلستان پرور سراسر بوستان پیرا
از و طبع چمن تازه و زو بر روی گل غاره
از و در گلشن آوازه و زو در بوستان غوغا
تا جایی که گوید:
به جسم لاله نعمان ز لطف خویش بخشد جان
که بر طبع خردمندان کلام نغز مولانا
جمال الدین نام آور سخن سنج و سخن پرور
خردمند و هنر گستر فلک قدر و ملک سیما
فلاتون از غم رویش کند تب لرزه در کویش
اشارات دو ابرویش شفای بوعلی سینا
ترا طرزی ثنا گوید هزاران مرحبا گوید
به صدق دل دعا گوید چه در سرا چه در ضرا

ناگفته نباید گذاشت که این (قند قندهار) یک بیدل شناس توانا نیز بود که در کلیات دیوان فارسی خود بیش از هشت مخمس بر غزلهای حضرت بیدل (رح) دارد.
نمونهٔ یکی از مخمس های علامه طرزی قندهاری که بر غزل بیدل گفته:

چه بلاست اینکه زباغ جان بهوای ملک تن آمدی
که نمود باتو ازین میان که بسوی انجمن آمدی
که درید جیب تعلقت که برون زپیرهن آمدی
که کشید دامن فطرتت که بسیر ماومن آمدی
تو بهار عالم دیگری بکجا باین چمن آمدی
تا جایی که گوید:
تو چو بوی غنچه و رنگ گل در آشکارونهان مزن
تو بخود دمی نظری گشا زنهان گذر بعیان مزن
بگذر چو طرزی ازین چمن نفسی باین و آن مزن
بهوش چو بیدل بیخبر در اعتبار جهان مزن
چه بلاست ذوق گهر شدن که چو موج خود شکن آمدی [6].
این سردار خاندانی مربوط به شاخهٔ (محمدزائی) قوم بزرگ (بارکزائی) میباشد، وی نواسه‌‌ٔ سردار پاینده خان، برادر زادهٔ سردار پردل خان و سردار مهردل خان مشرقی بوده و در خانوادهٔ معظم (سرداران قندهاری) به دونیا آمده بود [7].
ازواج سردار غلام محمد خان بارکزائی:
1: بوبو جان، فرزند برادر سردار پاینده خان
2: مروارید بیگم (بی بی کو)، فرزند کاکای طرزی افغان (سردار مهردل خان)
3: نارنج بیگم، اهل کوستان
4: شاه دخت سلطنت بیگم، فرزند شهزاده مداد دُرانی
5: نظیره، یک خانم الجیریائی
6: ساسمین بی بی، یک خانم سوریانی
نتیجهٔ ازواج فوق الذکر سردار غلام محمد خان بارکزائی یازده فرزند پسر و شش فرزند دختر ثبت اوراق تاریخ میباشد:
1: غلام احمد خان (فرزند مادر بارکزائی)
2: نور احمد خان (فرزند مادر بارکزائی)
3: شاه نواز خان (فرزند مادر بارکزائی)
4: گل محمد خان (فرزند بو بو جان)
5: محمد زمان خان طرزی (فرزند بی بی کو)
6: شیر محمد خان (فرزند بی بی کو)
7: محمد سرور خان
:8 محمد امین خان (فرزند بی بی کو)
9: سردار اعلی محمود بیگ طرزی (فرزند سلطنت بیگم)
10: عبدالخالق خان (فرزند نارنج بیگم)
11: عبدالله خان طرزی (فرزند نظیره)
12: خورشید خانم (فرزند بی بی کو)
13: سارا خانم (فرزند نارنج بیگم)
14: منوره خانم (فرزند نارنج بیگم)
15: همدم بیگم (فرزند سلطنت بیگم)
16: عایشه بیگم (فرزند یاسمین)

کتاب منتخبات کليات فارسی قند قندهار (طرزی افغان)

همچنان، علامه طرزی افغان، پدر علامه محمود طرزی میباشد که خود محمود طرزی در صفحه‌ شانزدهم کلیات دیوان فارسی طرزی قندهاری چنین مینویسد:

“هیچگاهی نبوده که کسی جمال باکمال شانرا از که و مه و از طفل و بالغ و از رجال و نسا، به بیند بی اختیار بدست بوسی مبارکش تقدیم نورزند بنده جان فشان جسارت نموده سوال کردم آیا سبب این همه موفقیت و باعث این همه سعادت ظاهری و باطنی حضرت والا بزرگوار را از چه باشد؟
بجواب بنده خود حکایت نمودند که فبل از تولد من والدهٔ مرحومه ام را دو ولد حضرت باری تعالی عطا فرموده بود که محمد اسلم و دیگری به اسم احمد موسوم بودند ولی آن هر دو دو غنچه ناشگفته مانده بمدت قلیلی یکی در پی دیگری ازین منزل فانی رخت بسرائی جاودانی کشیدند و داغهای فراق بر دل غمدیده ام گذاشتند و قتاً بحکمت لم یزلی به حمل تو حامله گشتم اما از وهم غم ماندن و نماندت ایمن نبودم تا آنکه تولدت بظهور پیوست چون درد و جگر کبابی برادرانت چشیده بودم ترا بر داشته به نزد عم کبیرت سردار پردل خان مرحوم که در ظاهر و باطن صاحب معرفت بودند و از مریدان با کمال قطب زمان میان حضرت جی صاحب شمرده میشدند فرستادم تا در خصوص بقای عمر تو دعائی فرمایند چون ترا بحضور والا مع النور شان حاضر نمودند اسم ترا غلام محمد گذاشت و فرمود که این اسم را موافق باسمای اولاد حضرت مجدد صاحب نهادم خداوند عالم برکت و طول عمر او را عطا فرماید این همه برکت و سعادت از گفته آن بزرگوار است” [8].

محمود طرزی (پدر ژورنالیسم افغانستان)

رباعی
در سینه دلی بسان صهبا دارم
در دیده سرشک بسان مینا دارم
چون شیشه بخون همیزنم ساغز دل
بوس لب تو زبس تمنا دارم

آثار سردار غلام محمد خان بارکزائی (طرزی افغان):
.1 آهنگ حجاز
2. اخلاق حمیدی
3. کلیات دیوان فارسی طرزی قندهاری

منابع:
[1]: غلام محمد غبار، افغانستان در مسیر تاریخ، ص724
[2]: میر غلام محمد غبار، افغانستان در مسیر تاریخ، ص724
[3]: سردار غلام محمد خان طرزی، کلیات دیوان فارسی طرزی قندهاری، ص12
[4]: محمد ولي ځلمی، د کندهار مشاهیر، ص284
[5]: سردار غلام محمد خان طرزی، کلیات دیوان فارسی طرزی قندهاری، ص13
[6]: سردار غلام محمد خان طرزی، کلیات دیوان فارسی طرزی قندهاری، ص629
[7]: کاندید اکادمیسن محمد اعظم سیستانی، زوال حاکمیت سرداران قندهاری بر اثر بی اتفاقی
[8]: محمد ولي ځلمی، د کندهار مشاهیر، ص284

حُسن مبارک شاغاسي
۳۰-۰۶-۱۳۹۹ ه ش (20/09/2020 میلادی).

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

error: Protected contents!